![]() |
![]() | |
| صدای پای آب |
|
به نام خدا وند جان و خرد کربلا منتظر ماست بیا تا برویم ایستاده ست به تفسیر قیا مت زینب آن سوی واقعه پیداست٬ بیا تا برویم خاک ــ در خون خدا ــ می شکفد می بالد آسمان٬ غرق تماشاست بیا تا برویم تیغ ــ در معرکه ــ می افتد و بر می خیزد رقص شمشیر چه زیباست٬ بیا تا برویم از سراشیبی تردید اگر بر گردیم عرش٬ زیر قدم ماست بیا تا برویم دست عباس٬ به خونخاهی آب آمده است آتش معرکه بر پاست بیا تا برویم زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان راه ما٬ از دل دریاست بیا تا برویم کاش٬ ای کاش! که دنیای عطش می فهمید آب٬ مهریه ی زهراست بیا تا برویم چیزی از راه نمانده ست چرا بر گردیم آخر راه٬ همین جاست بیا تا برویم فرصتی باشد اگر ــ باز درین آمد و رفت ــ تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم
ابوالقاسم حسینجانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:8 PM توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
شکوفه گیلاس بیغوله ی ماتم زده SamiYusuf sohrab sepehri آواز خیس باران دریای سرخ NASA |
|
RSS
|